به گزارش گروه رسانه ای با مردم جوری، دختربچهای که همیشه در آغوش پدر به دنبال امنیتی دور از غرش بمبها پناه میگرفت، در میان خاک و خون خاموش شد؛ اما یاد او امروز در غزّه با اشک و اندوه زنده است.
کاربران شبکههای اجتماعی در غزّه نوشتهاند: «جوری فقط خنده و شادی پدرش نبود، هر کس او را میشناخت دل با معصومیت و نگاه بیآلایشش میباخت.»
اما جانسوزترین تصویر از این فاجعه، صحنهای است که پدر داغدارش حاضر نشد پیکر دختر را به سردخانه منتقل کند. او جوری را در آغوش گرفت و تمام شب با او ماند، در حالی که با کفن سفید پیچیده شده بود. پدری که با صدایی لرزان گفت: «ترسیدم از سرمای سردخانه بلرزد... او همیشه گرمای زندگی و پدری را به من بخشیده بود.»