گروه رسانه ای با مردم گزارش می دهد.....
واقعیت اینکه تا اینجا مساله گر چه جمعی از مدیران متاسفانه خیلی دیر متوجه شده اند ، ولی جای تقدیر دارد و در این میان به اندازه انگشتان یک دست در هر استان مدیرانی هستند که رسانه های معیار ، با شخصت، صاحب ایده و اندیشه و مدیران رسانه ای که در مسیر منافع ملی حرکت می کنند را به خوبی شناخته و درک می کنند
در دولت چهاردهم و در استان گیلان می توان به چند چهره ی شاخص اشاره کرد ، ولی برای آنکه حقی از فردی و شخصیتی تضییع نشود از نام بردن خوددای می شود..
زمانی می گوییم ، حمایت مدیران کشوری و لشگری و استانی و بخش های تولیدی ، هرگز منظور صرف کمک مالی به برخی رسانه های همسو و یا نیازمند مالی و معیشتی نیست ، بلکه در سطوحی بسیار بالاتر حمایت های راهبردی، هم اندیشی، همفکری ها مستمر و به زبان ساده " دوستی با رسانه ها به معنا واقعی و نگاه کردن همطراز " است هر چند جایگاه شغلی آن مدیر بالاتر باشد
یکی از موثرترین و کارآمد ترین این همراهی و وفاق برگزاری نشست های هم اندیشی و راهبردی از سوی همه مدیران پایتخت و استان ها و وقت گذاشتن در این راستا است و حتی می توان این نشست ها را در ساعات عصر یا شب به صرف یک استکان چای برگزار کرد
مدیران روابط عمومی های در این خصوص بسیار نقش دارند و باید شرایط را به درستی درک کنند و مدیران اجرایی، نهادها، فرماندهان، روسای دانشگاهها ، مجامع صنفی و اقتصادی، مجمع نمایندگان مجلس، واحدهای تولیدی ، تشکل ها و نظایر آنها نگویند به حدی کار سرمان ریخته که فرصت نداریم و این عبارت از هر سمی برای رسانه مهلک تر است.
مدیران به خوبی آگاهند ، اگر رسانه سوژه و مساله ای را مستند در اختیار داشته باشد و اگر مدیر دستگاه همراهی و همکاری نکنند ، می تواند شفاف سازی کرده و شاید هم دوره مدیریتی آن مدیر را بسیار کوتاه کند، ولی به خاطر شرایط جامعه و درگیری با استکبار جهانی در حال حاضر سکوت بهترین انتخاب است. حتما مقصود نویسنده را متوجه شدید.
دستگاههای فرهنگی و ارشاد اسلامی استان ها در این عرصه مهم فوق العاده اثر گذار و نقش آفرین هستند..
در جهان غرب و حتی در کشورهای منطقه ی خاورمیانه اگر رسانه ای رشد می کند و وجهه جهانی پیدا می کند " مانند الجزیزه" چنین رسانه هایی مورد حمایت های مالی، پشتیبانی، تامین امکانات، هم اندیشی ها ، رایزنی ها و وفاق به معنای واقعی است و انتظارات متقابلی بین مسئولان کشور و مناطق بین رسانه و مدیران وجود دارد و همه به فکر حفظ منافع ملی هستند و بس..
اینکه مدیران به آرامی بر روی رسانه ها و عملکرد آنها هم چنین اثراتی که خواسته یا ناخواسته بر افکار عمومی دارند - پی برده اند و این درک مناسب نیازمند تعامل مستمر ، اقدامات مدون ، فهم متقابل در عین حالی که ممکن است اختلاف نظرهایی باشد و به معنای واقعی بدون واهمه جداسازی رسانه های واقعی از فیک نیوزها و افرادی است که به قول جلال آل احمد " حالا جامعه به گونه ای شده که هر کسی از خانه پدری قهر کرد - خبرنگار و روزنامه نگار شد.!
رسانه شناسی تنها به این معنا نیست که افکار عمومی و مدیران تفاوت بین رسانه ی موافق و همراه و دشمن را بشناسند ، بلکه زمانی مسئولان کشوری ، استانی و شهرستانی مرز بین رسانه خوب، موثر ، خیر خواه به حال جامعه و سرزمین ، شفاف، روشنگر، امید آفرین را می شناسند که این زمینه ها در عملکرد رسانه ای و کارکرد حرفه ای آنها آشکار است ..
برای نمونه در یک استان اگر به اسم و مجوز 500 رسانه فعالیت دارند، می توان گفت همه آنها به ظاهر و اسما رسانه هستند ، ولی شاید 10 درصد در مفیاس استانداردهای درست رسانه تعریف شوند . .
از سوی دیده شدن یک معیار است ، ولی نمی توان با این یک ملاک قضاوت کرد چرا که رسانه ها با شیوه های مختلف می توانند تعداد ویو های خود را حتی در زمانی کوتاه بالا ببرند ، ولی این دیده شدن ها باید با دوام ، مفید و در میان افراد صاحب نظر نقش آفرینی کند، در غیر این صورت اگر هر روز چند خبر حادثه ای یا از چهره ها و بخش های هنری و از زندگی خصوصی هنرمندان خاص مطالبی روی خروجی بفرستید میزان دیده شدن ها افزایش می یابد..
بعضی از رسانه های هم در تمام چهار دهه گذشته از طریق افراد و چهره ها در تهران و استان ها سفارشی هستند و هر سال در اعلام نتایج بررسی ها بعنوان برترین معرفی می شوند ، اما آیا به راستی برتر هستند.؟ تعدادی از رسانه ها نیز به غلط عنوان برترین و قدیمی ترین و نظایر آن را به خود نسبت می دهند که قابل اثبات نبوده و نیست.
منظور رسانه ی خاصی نیست بلکه هدف روشن کردن مساله است و اینکه همه مدیران و رسانه ها تلاش کنند با هم اندیشی ، برنامه ریزی و همراهی در جهت حفظ منافع ملی ، حاکمیتی ، مردمی و ارتقاء سطح آگاهی های درست و دقیق افکار عمومی تلاش کنند.
ادامه دارد.....