رشت؛ از میراثِ مدارا تا چالشِ یکدیگرستیزی

رشت؛ از میراثِ مدارا تا چالشِ یکدیگرستیزی
رشت، کلان‌شهری که در پیشانی فرهنگ و مدنیتِ شمال ایران می‌درخشد، همواره با نام «باران»، «زیستِ مؤمنانه» و «مدارای اجتماعی» پیوندی ناگسستنی داشته است.www.gilan24.ir

شت؛ از میراثِ مدارا تا چالشِ یکدیگرستیزیمقدمه:رشت، کلان‌شهری که در پیشانی فرهنگ و مدنیتِ شمال ایران می‌درخشد، همواره با نام «باران»، «زیستِ مؤمنانه» و «مدارای اجتماعی» پیوندی ناگسستنی داشته است. شهری که در حافظه‌ی تاریخی خود، پناهگاه اندیشه‌های نو و مهدِ هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بوده، امروزه با پدیده‌ای نگران‌کننده به نام «یکدیگرستیزی» روبروست؛ چالشی که در صورت بی‌توجهی، می‌تواند تیشوره‌ (بافت) ظریف و انسانی این کانون فرهنگی را با مخاطرات جدی مواجه کند.
یکدیگرستیزی در فرهنگ شهری، صرفاً به معنای تقابل‌های فیزیکی نیست، بلکه ریشه در فرسایش «سرمایه‌ی اجتماعی» دارد.

این پدیده زمانی بروز می‌کند که قضاوت‌های شتاب‌زده، بی‌اعتمادی، ناتوانی در پذیرش تفاوت‌های فکری و میل به حذف دیگری، جایگزینِ سنتِ دیرینه‌ی گفت‌وگو و شفقت شود. در ساختار رسانه‌ای و اجتماعی امروزِ شهر، هرگاه به جای نقدِ منصفانه به تخریبِ شخصیت پرداخته شود و یا منافع فردی بر مصلحتِ جمعی رشت پیشی بگیرد، در واقع خشتی از دیوارِ اعتماد عمومی فرو می‌ریزد.

رشتِ محبوبِ ما برای حفظ پویایی و طراوت خود، بیش از پروژه‌های کالبدی، به بازسازی پیوندهای عاطفی و حرفه‌ای میان شهروندان و نخبگانش نیاز دارد.نتیجه‌گیری:در نهایت، باید پذیرفت که توسعه‌ی واقعی و پایدار در رشت، تنها از مسیر بازگشت به فرهنگ احترام متقابل و وحدت کلمه می‌گذرد. یکدیگرستیزی، سمی است که ریشه‌های امید و خلاقیت را در شهر می‌خشکاند.

برای آنکه رشت همچنان «قرارِ بی‌قراران» باقی بماند، ضرورت دارد که لایه‌های مختلف جامعه با بازتعریف الگوهای رفتاری خود، پرچمِ همدلی را برافراشته و اجازه ندهند غبارِ تفرقه، چهره‌ی روشنِ این دیار را مکدر کند. آینده‌ی رشت، در گروی "ما شدن" است، نه "رودرروی هم ایستادن.

پیروز چراغی