گروه رسانه ای با مردم گزارش می دهد.....
در یک کلمه " رسانه ی حرفه ای " عامل جهت دهی افکار عمومی است و روابط عمومی مرکز تغذیه رسانه.
بررسی ها و مشاهدات میدانی گواهی می دهد، بسیاری از مدیران کشوری و استانی " علم و آگاهی مناسب و موثری نسبت به رسانه های حرفه ای و با شخصیت ندارند .
برخی رسانه را دشمن و مزاحم می پندارند که البته گاهی ریشه در رفتار و عملکرد شمار قابل توجهی از رسانه ها دارد و گروهی از مدیران دولتی و تولیدی حتی تلاش می کنند از بیان دستاوردها به دلیل تعاملات نادرست میان رسانه و مدیران دوری کنند و بعضی مدیران هم به دلایل گوناگون از رسانه ها هراس دارند .!
جالب آنکه عده ای از مدیران دولتی ، نهادها و سایر بخش ها انعکاس و انتشار عملکردشان را برای افکار عمومی " ریا " می دانند " و پرسش مردم از این گونه سازمان های خاص و نهادها این است که با این همه بودجه و هزینه در سال چه کار می کنند و چرا آنها به مردم حتی در هفته و ماه گزارشی نمی دهند. !!؟)
در این میان مدیران اجرایی و مسئولان روابط عمومی هایی هم هستند که رسانه های دارای اعتبار و شایستگی را با جان و دل می پذیرند و با درک درست احترام متقابل می گذارند، اگر چه هر دو گروه " مدیران اجرایی و مدیران روابط عمومیها " برای هزینه کرد در این عرصه و سرمایه گذاری قلب گشاده و دستی باز حداقل برای رسانه ها ندارند یا میان رسانه تبعیض روا داشته و گاه روابط بر ضوابط و عمل قانونی ارجحیت پیدا می کند ..
این موارد در گیلان و در همه استان ها و در تهران بسیار جاری است و معدود مدیران و مسئولان روابط عمومی هستند که متعهدانه و با شناخت درست از رسانه با انصاف و بدون تبعیض رفتار می کنند.
در بسیاری از کشورها و در ایران شاید 95 تا 96 درصد رسانه ها غیر دولتی است و باید برای ادامه حیات کسب در آمد کنند یا آنکه وزارت ارشاد به درستی اعتبارات موضوعه را به انصاف و رعایت همه جوانب توزیع کند و در این خصوص سخن بسیار است و باید در جای خود طرح موضوع شود
اگر مشاهده می شود ، گروهی از رسانه ها زیر چتر افراد، گروه ها ، صاحبان قدرت و نفوذ می روند برای استمرار فعالیت و حضور است و بس وگر نه اغلب مدیران رسانه ها باور و اعتقاد راسخ دارند که باید آزادنه و بدون وابستگی ها و توصیه ها و گاهی هراس فعالیت داشته و تنها در راستای منافع ملی و خواست ها و نیازها جامعه و افکار عمومی حرکت کنند..
در حوزه رسانه حداقل در ایران حساب صدا و سیما و برخی رسانه ها که از بودجه دولتی بهره مند با دیگر رسانه ها کاملا جداست و خبرگزاری های خصوصی غیر سفارشی، پایگاههای خبری یا وب سایت ها، وبلاگ ها تا فضاهای دیگر از جمله اینستاگرام ، تلگرام ، واتساپ ، ایکس " توییتر" و نظایر آن در عصر توسعه فن آوری نقشی بسیار تاثیرگذار در ارتباط با مدیران اجرایی و مسئولان روابط عمومی دارند و برای اجرای انجام دقیق و درست این نقش بخش قابل توجهی از اقدامات شان متمرکز بر روابط عمومی ها است.
همه ابزارها و عوامل غیر رسانه ای به مفهوم تخصصی آن که در جوامع پیام هایی را با اهداف و مقاصدی منتقل می کنند و در صدر آنها روابط عمومی ها در همه بخش ها عاملان روشنگری، گفتمان سازی و اطلاع رسانی هستند و این ماموریت ها بسیار حائز اهمیت است.
روابط عمومی ها براساس تعاریف معمول - مغز متفکر سازمان " سازمان های دولتی یا خصوصی" ، پل ارتباطی میان سازمان و جامعه، پیشانی هر سازمان و مجموعه و در نهایت مرکز اصلی تغذیه رسانه های جاری و واحدهای تخصصی روشنگری و تبیین میان سازمان و افکار عمومی تعریف می شوند.
روابط عمومی باید دارای چه ویژگیهایی باشند؟
آنگونه که در کتاب " روابط عمومی ستون خیمه سازمان" از تالیفات نویسنده تحلیل آمده است ، روابط عمومی ها در تمام سطوح سازمانی دولتی و خصوصی برای اثرگذاری لازم و شایسته و ارتباط درست و دقیق میان افکار عمومی و سازمان متبوع خود باید 25 رسالت و وظیفه ذاتی باشند.
شاخص ترین این رسالت ها و وظایف عبارتند از:
شناخت کافی و مجهز بودن به علم رسانه و شیوه های تولید محتواها
آگاهی داشتن کافی نسبت به اقدامات ، خدمات و تحرکات سازمان متبوع
ارتباط موثر و مناسب با مدیریت و همکاران در درون مجموعه
ظاهر شدن در مقیاس مشاور عالی مدیر سازمان و ارایه ایده های مناسب
ارتباط مستمر و لازم با رسانه های دارای شخصیت ، حرفه ای و موثر
شفاف سازی اقدامات و فعالیت های سازمان به شیوه ای مستمر و حرفه ای
داشتن انرژی کافی، مجهز بودن به فن سخن وری، داشتن حسن شهرت
جستجو در باره فعالیت های سازمان های مشابه در داخل و خارج از کشور
انتقال تجریبات با هدف ارتقاء جایگاه سازمان در میان افکار عمومی
پرهیز از انتشار اخبار و مطالب غیر واقع و دوری کردن از مجیز گویی
به روز بودن نسبت به مسائل داخلی و خارجی سازمان مبتوع و بهره مندی از تجریبات دیگر روابط عمومی ها موفق در استان ، کشور و سطوح جهانی
شرکت در جشنواره ها ، کنفرانس ها تخصصی و حرفه ای
و.......
شکی نیست که چنین روابط عمومی های آگاه و مسلط با دارا بودن ویژگی های فوق قادر خواهند بود به خوبی مصالح و منافع و واقعیت های سازمان متبوع خود را با تمرکز ، وسعت چشم انداز و علمی به جامعه انتقال داده و زمینه های رشد سازمان را فراهم آورند که به واقع بعنوان " مغز متفکر " هر سازمانی محسوب خواهند شد. بنابراین هر روایط عمومی مغز متفکر و پل ارتباط میان سازمان و افکار عمومی نیست.!
پرسش مهم این است که، در زمان حاضر در پایتخت و در استان ها از میان هزاران روابط عمومی بخش های دولتی ، خصوصی و خصولتی چند درصد شان این ملاک ها و معیارهای مترقی را دارا بوده و می توانند سازمان " را به درستی به افکار عمومی معرفی کرده و بازخوردهای دقیق و مناسب از جامعه در راستای پیشرفت سازمان متبوع شان دریافت کنند.
اکنون که از استان گیلان این تحلیل تقدیم می شود – چند درصد روابط عمومی گیلان که به یک استان فرهنگی مانند گیلان تعلق دارند، چنین ویژگی هایی شاخصی را دارند و یا چه عواملی موجب عدم توفیق بسیاری از روابط عمومی ها شده و می شود و چه باید کرد.؟
آنچه برای روابط عمومیها حیاتی است،
نقش مدیران در تقویت یا تضعیف روابط عمومی ها....
امکانات – نیروی کافی حرفه ای و ماهر – شناخت مدیران از جایگاه روابط عمومی و نقش آنها – آموزش مستمر و بین خدمت دو سالانه مدیران سازمان ها و مدیران روابط عمومی ها با هدف تطبیق دانش خود با تحولات روز جهانی ، گزارش دهی روزانه ، هفتگی و ماهانه و در نهایت گزارش عملکرد های سالانه به صورت تصویر، متن، ویدیو، فیلم ، موشن، اینفو و .... از جمله کارهای تاثیرگذاری است که باید در هر سازمان انجام می گیرد و برای این هدف موثر به شناخت جایگاه روابط عمومی از سوی مدیران نیاز است.
بعنوان روزنامه نگاری که بیش از چهل سال در این عرصه در پایتخت و چند استان کشور و چند کشور هم چنین چندین سازمان و مجموعه ماموریت و مسئولیت داشته ام – اعتقاد دارم ، مادام که مدیران اعم از مدیران عالی ، میانی و پایه به اهمیت اطلاع رسانی و آگاهی مردم پی نبرند و امتیازهای بزرگ آن را در نیابند- وضعیت و شرایط روابط عمومی ها و موضوع مهم آگاهی جامعه ، بیان دستاوردها و تبیین شرایط جامعه بر همین پاشنه می چرخد.
مدیران کل و روسای سازمان هایی را می شناسم " در استان ها و تهران " که به عمد تلاش دارند مبادا از مجموعه تحت مدیریت شان حرف وسخنی به بیرون درز کند و این ها افرادی هستند که بر خلاف اصول علمی اطلاع رسانی و آگاهی افکار عمومی هم چنین بزرگان جامعه گام بر می دارند .
دسته ای بزرگ از مدیران هم در درون سازمان های دولتی و نهادها و ارگانها هر فردی که شغلی و کاری ثابت و معنی ندارد را به این مسئولیت می گمارند که به یقین بر ضد اهداف سازمان ، ضد پیشرفت و ضد چشم اندازهای توسعه است.!
گروهی از مدیران در همه استان ها از جمله در استان گیلان به آموزش های مرتبط با حوزه اطلاع رسانی مانند برگزاری مداوم دوره های اصول خبرنویسی و خبرنگار، گزارش نویسی ، خبرنگاری بحران، نظر خواهی و نظر سنجی ، سواد رسانه ای ، رسانه شناسی ، سیاست های خبری ، مبانی ارتباطات و امثال آن برای مدیران زیر مجموعه و روابط عمومی ها اعتقادی ندارند و تلاش می کنند به این بخش ها اهمیتی ندهند و به زبان ساده تر نمی خواهند برای رشد و توسعه سازمان و حوزه اطلاع رسانی سرمایه گذاری کرده باشند.
جمله طلایی اینکه - همین بی توجهی ها در چند دهه اخیر موجب شد ، رسانه های وابسته به استکبار جهانی و شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و غیره در این دوره تاریخی هر طور دلشان خواست افکار عمومی همه کشور از جمله ایران را تا حدی محسوس تحت تاثیر قرار دادند و این سیاست خبری و رویه همچنان ادامه دارد .
اشکال بزرگ دیگر در حوزه اطلاع رسانی مستمر ، علمی و حرفه ای آن است که عده ای از مدیران اجرایی ، نظامی، دانشگاهی، تولیدی ، مدیران شهری اساسا روابط عمومی را محرم سازمان نمی دانند و آنها را در جریان امور قرار نمی دهند و حتی اگر دیداری ، شرکت در نشستی و اجلاسی داشته باشند یا حتی طرح خارق العاده ای برای اجرا در نظر باشد - روابط عمومی اساسا در جریان نیست.!؟
این در شرایطی است که برای هر مدیر با دانش و لایق در همه سازمان ها و دستگاهها و نهادها - روابط عمومی هر سازمان باید مشاور عالی مدیریت سازمان باشد و در همه زمینه همراهی و آگاهی داشته باشد
ناگفته پیداست، عده ای از مسئولان روابط عمومی به حدی در کار و اطلا ع رسانی بی انگیزه هستند که مدیر عالی سازمان ترجیح می دهد، خودش راسا در این باره اقدام کند و یا آنکه عطایش را به لقایش ببخشد.
متاسفانه طبق اخبار دریافتی و مشاهدات میدانی نویسنده متاسفانه ، مدیرانی هم در سازمان ها و نهادها و بخش های اقتصادی مانند بخش های صنعت ، دانشگاهی ، آموزش و پرورش ، بخشهای تولیدی و صنعتی و خدماتی از هر گونه خرید امکانات و ابزار مورد نیاز روابط عمومی، تامین نیروهای مورد نیاز یا استقرار این واحد در مکانی مناسب پرهیز دارند و در عین حال انتظار دارند که فرد یا افراد روابط عمومی در حوزه آگاهی بخشی جامعه معجزه کند.
اواخر سال گذشته به چند اداره کل ، شبکه بانکی ، دانشگاه و بخش صنعت در تهران و سه استان از جمله گیلان مراجعه کردم که متاسفانه اساسا واحدی به نام روابط عمومی نداشتند که این خلاء یک فاجعه برای سازمان ها است ، اگر هم چنین واحدی به صورت اسمی بود یک فردی که چند شغل دیگر اصلی بر عهده اش بوده و به موازات آن در ماه یا چند ماه یک خبر روتین ، فرمایشی و غیر مفید برای رسانه ها منتقل می کردند که صرفا رفع مسئولیت بود و بس- به راستی چرا !؟؟
این شرایط خاص ویژه دستگاههای اجرایی و دولتی در مرکز استان ها و شهرستان ها نیست بلکه در دستگاه قضائی و مجمع نمایندگان مجلس هم کم و بیش چنین سیاستی حاکم بوده ، اما طی یک سال اخیر حرکت های خوبی در دستگاه قضائی در این عرصه مشاهده می شود که باید به سرعت در استان ها و شهرستان ها تقویت شود ، زیرا نیاز روزانه مردم است و دانستن حق مردم است.
با این توضیحات در روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی باید اذعان کرد:
مقصر اصلی هر سازمانی در راستای آگاهی افکار عمومی و بیان دستاوردها اغلب مدیران آن سازمان ها هستند و باید قوای سه گانه کشور، استانداران ، مدیران کل و روسای سازمان ها و فرمانداران ، روسای دادگستری ها و .... در هر منطقه ای برای حل این مشکل بزرگ و بحران عظیم کاری اساسی انجام دهند.
مدیران باید بیاموزند، روابط عمومی و رسانه ابزار تمجید و تعریف مداوم از آنها و آماری سازی های بی تاثیر در میان مردم نیستند و چنین اطلاع رسانی ها به هر میزان موجب می شود تا پل ارتباطی میان سازمان و افکار عمومی مفهومی نداشته باشد و محکوم به شکست است.
به موازات حاکم بودن این جریان ها در استان گیلان برخی مجموعه های اداری و تولیدی اقدامات و تحرکات خوبی در حوزه اطلاع رسانی در قالب های متنوع دارند و شخص استاندار، فرمانده انتظامی گیلان، مدیران شهری " شهردار و رئیس شورا"، به نسبت شرایط و فرصت عملکرد خوبی دارند و مدیرانی هم به نسبت 40 تا 50 درصد این میزان فعالیت می کنند که درمجموع بیش از 50 درصد مدیران هیچ گونه انگیزه ، دانش، انرژی برای این مهم ندارند که باید در این خصوص بازنگری جدی صورت گیرد.
مدیران زیر مجموعه قوای سه گانه کشور و به خصوص در استان ها باید مانند آنچه در کشورهای توسعه یافته انجام می گیرد ، به صورت سالانه یا حداکثر دو سالانه دوره های آموزشی کامل رسانه شناسی – سواد رسانه ای – خبرنگاری بحران – نظر سنجی – نظر خواهی و شیوه های مدیریت هم چنین رفتار سازمانی را بیاموزند که به یقین به نفع خودشان ، سازمان مبتوع ، جغرافیایی خدمتی و سراسر کشور است.
خبرنگاری بحران و رفتار سازمانی هم چنین شیوه های علمی مصاحبه و اطلاع رسانی بسیار گرانقیمت اند و طفره رفتن از زیر بار این آموزش ها به معنای نا آگاهی مدیر در هر سطح و مقامی است.
و کلام آخر اینکه - بعضی از مدیران در پایتخت ، استان ها و در استان گیلان اگر در طول عمرشان یک دوره آموزشی در این عرصه های برگزار کنند ، کمترین میزان حق استاد را در نظر می گیرند و یا آنکه برخی " از بردن اسامی آنها معذروم " تلاش می کنند با وجود اخذ مجوز از تهران دوره های رایگان برگزار کنند – یعنی آنکه .............!!!؟؟ شما بگویید....
به قلم ، مجید محمدپور
نویسنده، پژوهشگر حوزه رسانه و استاد دانشگاه