گروه رسانه ای با مردم + پایگاه خبری رسمی گیلان 24 + وب سایت سراسری واکنش
در چنین شهری بی شک از زشتی ها، آلودگی و آلاینده ها، ترافیک ، دست اندازها و چاله های ، بناهای بی قواره و دلبخواهی ، سر و صداهای آزاد دهنده ، بی قانونی ها و نظایر آن اساسا خبری نیست و پاکیزگی ، حفظ محیط زیست ، تردد آسان ، قانونمندی و هوشمندی شهر و آسایش شهروندان اولین و آخرین حرف باشد.
به قلم: مجید محمدپور – نویسنده، روزنامه نگار و مدرس دانشگاه
در انبوه شهرهایی که اکنون در سراسر جهان وجود دارد ، انگشت شمار شهرهایی هستند که چنین ویژگیهای، امتیازها و شاخصه های شایسته ای داشته باشند.
رشت مرکز استان گیلان و مراکز همه شهرستان های استان گیلان همچون رودسر، املش، لنگرود، لاهیجان، سیاهکل، آستانه اشرفیه ، فومن، شفت، صومعه سرا، خمام، بندر انزلی، صومعه سرا، تالش، رضوانشهر و استارا جغرافیایی هستند که از نظر زیبایی طبیعی خدادادی هیچ چیز کم ندارند و نتوانسته اند به شهری آرمانی تبدیل شوند ، ریشه در مدیریت ها و اندیشه مدیران شهری دارند.
براساس یک نظرخواهی محدود و اظهارات مردم بومی و گردشگران در حال حاضر شهرهای لاهیجان، رشت، بندر انزلی در میان شهرهای استان گیلان شرایط بهتری دارند که در لاهیجان " فقط در بخش مرکزی شهر" از قبل از انقلاب اقدام های خوبی شده بود که همین امر موجب شد ، عروس گیلان نام بگیرد.
این شهر در برخی دوره های اندک مدیریت شهری " شورا و شهرداری " تحرکاتی " داشت و در دوره کنونی با رئیس و شورای شهر هم چنین شهرداری فعال تحولات قابل توجه است در عین حال که مهندس خوشحال رئیس شورا و شهردار موفق اعتقاد دارند ، باید برای این شهر کارهای برجسته ای انجام شود.
انزلی و استارا نیز در یکی، دو دهه اخیر تحرکاتی در مسیر توسعه و زیبایی شهری داشته اند و شهر توسط بخش خصوصی نوسازی " در بخش ساختمان و بنا" شده است و معابر آن ، اقامتگاه ها و هتل ها زیاد شدند و به تبع آن بر جمعیت این شهرها و دیگر شهرهای استان اضافه شده است.
اگر شهردار رشت بودم..........
هدف از این یادداشت روز شهر رشت مرکز و قلب استان گیلان است که با خود داستان های پر غصه و اغلب ناباورانه و حیرت آوری دارد که شاید ورود در جزییات خوشایند نباشد.
ناگفته پیداست که برای ورود به مدیریت شهری مرکز استان گیلان به برخی از این بی عملی یا عملکرد های ناخوشایند و تاسف بار اشاره می شود، اما دریک کلام رشت و همه ی شهرهای استان گیلان که سالیان متمادی به عمد یا سهو و اغلب ترک فعل ها و ناتوانی ها و خیانت های مدیران گذشته عقب نگه داشته شدند، اکنون و بعد از آرام گرفتن شرایط کشور به توجه بسیار خاص نیاز دارند.
به عنوان یک گیلان که بیش از 22 سال در دو مرحله در رشت سکونت دارد و به علت حرفه ام به مسائل شهری آگاهی و اشراف خوبی دارم ، هزار افسوس دوره هایی شاهد تخلفات مالی و دیگر خلاف های مدیران شهری در شورای شهر و شهرداری بودم که برخی شناسایی و متخلفان روانه زندان لاکان شدند و برخی مسئولیت های دیگر اختیار کردند!!...........
در دوره های گذشته با وجود 55 شهردار ، بی عملی و ترک فعل مدیریت شهری به حدی اشکار بود که این افراد با روزمرگی فقط به امور جاریه و امضای نامه ها " ماشین امضا" و ، شهرداران اغلب به مدت کوتاهی در این مسند قرار داشتند در حالی که از اوایل دهه 1370 شهرداران توسط شورا های شهری و روستایی انتخاب می شدند که خودشان فرد منتخب را برکنار می کردند! و در کوران این تغییرات در شهر رشت شهردارهای یک ماه و سه ماه مثلا مسئولیت داشتیم.!؟
به جرائت می توان ادعا کرد، در تمام این سالها هیچ توجهی به توسعه و گسترش شهری نشد و جمعیت 700 تا 800 هزار نفری در شب و یک تا یک میلیون و 200 نفری روزها " با ورود جمعیت رونده شاغل از شهرهای دیگر" با همان پارکها ، معابرمعدود، کم عرض ، متراکم و البته بیشتر نازیبا قانع بودند و هیچ کس به جز اندک رسانه ها اعتراض و انتقادی نکرد.
رشت در این دوره ها و هم اکنون دومین شهر متراکم جمعیتی در کشور محسوب می شود و این جمعیت هر روز و هر سال برای اقامت دائمی رو به افزایش است و از همه جای کشور بدون دعوت از استان های دور تا استان های همجوار وارد استان گیلان و شهر رشت می شوند.!!؟
***اینکه چرا در این راستا هیچ نظام نامه و دستورالعملی وجود ندارد ، جای حیرت و پرسش جدی است و مدیران و دست اندرکاران مربوطه به هیچ وجه به روی مبارکشان نمی آورند که رشت و دیگر مناطق شهری و روستایی گیلان تا چه میزان ظرفیت پذیرش افراد غیر بومی را دارند که فرهنگ منطقه را خواسته یا ناخواسته به شدت دچار چالش جدی کرده اند.
براساس اظهارات کارشناس های حوزه شهری ، شهر رشت که سابقه ای 500 ساله مدنیت دارد هرگز نباید چنین وضعیتی می داشت و حتی اگر در دو ، سه دهه اخیر مدیرانی توانمند و با دانش در این شهر مسئولیت پیدا می کردند، هرگز این عقب ماندگی کهنه و درد آور برای مرکز استان ثبت نمی شد.!
همه مدیران کشور از گذشته تا حال و کارشناس های حوزه مدیریت شهری با سند و مدرک اعتقاد دارند – گیلان به تنهایی یک کشور است که همه چیز را برای زندگی آرام با زیبایی فوق العاده دارد ، اما افسوس .....!؟
از دردهای بزرگ و نابخشودنی در استان گیلان و شهر رشت و بی توجهی مدیران کشوری " همه روسای جمهور، مجلسین و دستگاه قضائی" این بوده و هست که در پنج دهه اخیر و پیش از آن به محیط زیست " مهم ترین مقوله این جغرافیای بی نظیر در ایران پهناور" ، جلب سرمایه گذاری ها، تقویت بخش کشاورزی " که در این عرصه سخن بسیار است" ، نادیده گرفتن صنایع مهمی همچون صنعت چای و برنج و فندق ، زیتون، گل گاوزبان و گیاهان دارویی، مرکبات، بادام و درسه دهه اخیر کیوی و بلوبری و نظایر آنها توجه لازم نشد و هر روز تولید کنندگان با سرخوردگی بیشتر مواجه بوده اند به ترتیبی که زمین پدری را فروخته و روانه شهرها می شوند که تبعات بسیاری دارد!.
از آنجایی که سرمایه گذاری ها بعلت رانت خواری و دریافت حق السهم و نظایر آن سال ها در گیلان قطره چکانی بود، بخش های صنعت و خدمات و صنایع تبدیلی رشد نکرد و در این میان شهرستان و شهر رشت در این زمینه بیشترین ضربات را متحمل شد. گفته می شود استاندار فعلی گیلان در این عرصه های تحرکات خوبی داشته و اگر چنین است باید مورد حمایت مردم و مسئولان و رسانه ها قرار گیرد.
اگر شهردار رشت بودم...........2
حالا در پانزدهم آبان ماه 1405 زمان تحریر این یادداشت ، امید دارم برای آیندگان دستمایه ایی باشد تا برای تحول و توسعه شهر رشت بیش از پیش دغدغه داشته و با اخلاص و اخلاق و تعهد به مردم خوب گیلان و شهر رشت خدمت کنند.
خدا را شکر در بیش از دو سال اخیر ، یعنی از نیمه های دوره ششم شورای شهر رشت یک شهردار با اخلاق و مردمی با کسب اکثریت آرا، منتخب خدمت برای مرکز استان گیلان شد که انصافا با همراهی رئیس شورای شهر و بسیاری از اعضای شورا کارهای ماندگاری را انجام داده است و این روند ادامه دارد.
دکتر رحیم شوقی با همراهی ، هم اندیشی و نظارت دکتر واثق کارگر نیا و 10 عضو دیگر شورا و حمایت های نسبی مسئولان استانی و برخی نمایندگان به سبب پیگیری مطالبات از پایتخت که البته اغلب شان به علت شرایط خاص کشور در حد وعده مانده است – تا لحظه انتشار این یادداشت اقدامات خوبی کرده اند.
شهردار خوب شهر رشت و همکارانش به موازات افزایش و گسترش معابر عمومی ، اقدامات برای رودخانه زرجوب و گوهر رود، تحولات و تحرکاتی در راستای تالاب عینک " بزرگترین پهنه آبی شهری کشور" ، تکمیل پارک 450 هکتاری لاکان، احداث 5 پل در چارچوب طرح میثاق و یک رینگ 90 متری هم چنین کند وکاو زیاد برای جذب بودجه و احداث کمربندی بزرگ شهر رشت در چند فاز، ساماندهی نسبی پسماند به موازات ایجاد تصفیه خانه ها با همکاری آبفا گیلان و توسعه کارخانه تبدیل زباله به کود آلی ، توسعه شهر به سمت ضلع غربی و مشخصا جاده لاکان ، اخذ مجوز بلند مرتبه سازی با هدف حفظ اراضی کشاورزی و طبیعی حاشیه شهر و اقدامات قابل تقدیری دربخش های اجتماعی، فرهنگی و جلب سرمایه ها انجام داده است.
گفتنی است، مدیران شهر و تصمیم گیران استان دقت داشته باشند که در داخل شهر رشت مجوز بلند مرتبه سازی را ممنوع کنند " که چند مورد مجوز داده شده است" ، زیرا چهره شهر را دستخوش تغییرات غیرمرتبط می کند به خصوص آنکه هر سازنده ای به دلخواه خود ساختمان را بنا می کند و اغلب هیچ همگونی با فرهنگ و معماری شهری منطقه ای ندارد.!
آنچه درشرایط کنونی برای رشت نیاز مبرم و اساسی به شمار می رود ، تامین اعتبارات لازم و البته تامین مصالح مورد نیاز است تا با ایجاد شهرکهای بلند مرتبه ، کمربندی بزرگ در اطراف شهر برای کاستن از بار ترافیک و برخی تحولات در درون شهر است.
شهر رشت در صورت تامین اعتبار از سوی دولت ، وزارت کشور و سازمان شهرداری ها کشور می تواند گام های بسیار بلندی بردارد و کمبود شدید بودجه دست اندر کاران را عذاب می دهد.
و اگر شهردار رشت بودم.....
1.چهره ی شهر را با درختکاری های مناسب به کلی تغییر می دادم، به این شیوه که در چهار سوی منتهی به شهر مانند آنچه در ورودی شهر فومن مشاهده می شود ، درختکاری متناسب با اقلیم منطقه انجام می دادم.
گیلان و رشت به سرسبزی و زیبایی از شهرت فراوانی برخورداراست و شهرهای استان نباید خشک و بی روح باشند و یکی از این اقدام های برای زیباتر کردن شهر ، درختکاری در ورودی و خروجی شهر و در درون شهر در حاشیه بلوارها و کمربندی داخلی است. شایسته است این پیشنهاد ارزنده در همه ی شهرهای بزرگ و کوچک گیلان انجام شود به خصوص آنکه هزینه های زیادی ندارد.
2.به کمک استاندار فعال و مدیرعالی استان گیلان از طریق منطقه آزاد انزلی خودروهای وارداتی مناسب به قیمت های بسیار ارزانتر از بازار و البته با مشارکت تعاونی ها و شرکت های مربوطه در اختیار تاکسیرانی و اتوبوسرانی، خودروهای برف روب و حمل پسماند شهری قرار می دادم.
بالاخره منطقه آزاد انزلی که از سال 1373 و 74 که پایه گذاری شد، در این عرصه باید تحرکی از خود نشان دهد و درگیر بخشنامه های مان داخلی نباشد که شرایط شهر رشت مرکز گیلان با جاهای دیگر کاملا متفاوت است. منطقه آزاد زیان های زیادی به راهها و آلودگی هایی برای شهروندان رشت و خمام و انزلی وبخش های اطراف دارد ، اما مردم این مناطق از خدمات آن بی بهره اند.
در باره منطقه آزاد انزلی به زودی مفصل پرداخته می شود.
3.برای انتقال بخشی از جمعیت شهر با هدف کاهش ترافیک توسط بخش خصوصی، با تاکید بر روی بلند مرتبه سازی " شهرک سازی هایی " با در نظر داشت زیبایی انگاری و طبیعی - هر چه سریعتر احداث می کردم.
4.اجازه نمی دادم با توجه به شرایط اقلیم استان و شهر رشت ، معابر شهری شاهد چاله ، چوله ها و دست اندازها " به علت بارندگیهای مداوم " آزار دهنده باشند که البته در یک ماه اخیر تحرکات خوبی برای روکش آسفالت در شهر انجام شده و در حال انجام است.
5.میدان ها و وسط بلوارها را به طور مرتب گلکاری و دیوارهای شهر را رنگ آمیزی و طراحی مناسب فرهنگ و خواسته های شهروندان و گردشگران می کردم.
6. با همراهی و کمک شهرداران مناطق و نواحی و شورای شهر و شهروندان دلسوز اجازه نمی دادم ، در معابر عمومی " خیابان های فرعی و کوچه ها در مرکز و حاشیه شهر خانواده ها به دلخواه کند و کاری کنند به خصوص زمانی که آن کوچه به تازگی روکش آسفالت شده باشد و برای این نوع اقدامات جریمه های مناسب در نظر می گرفتم.
**در هر منطقه دو یا سه ناظر موتوری منصوب می کردم تا روزانه در معابر رفت و آمد کرده و آخرین تغییرات را به شهردار منطقه گزارش داده و اقدام های بایسته و به هنگام انجام شود.
7. همه آپارتمان هایی که در چند سال اخیر احداث و خالی مانده است را با اختیارات استاندار و مجوز از تهران در اجاره زوج های جوان قرار داده و یا در مدت معینی اعلام فروش می کردم. در این راستا در منطقه محل زندگی ما دو، سه آپارتمان را هر روز مشاهده می کنم که چند سال قبل این بناها متری 25 تا 30 میلیون تومان ساخته شد اما بخش اعظم شان خالی بعضی با مساحت های بالا هستند و اکنون قیمت ها 10 برابر هزینه ساخت است که توان خرید برای شهروند وجود ندارد؟
8.در پارک های شهر اجازه ساخت و ساز بنا نمی دادم و وقتی یک پارک احداث می شود " مانند پارک شهر و پارک ملت " محوطه پارک باید فقط درخت و گل و گیاه باشد تا شهروندان در آن تفریح داشته باشند و برای ساخت بناها به غیر از سرویس بهداشتی در حاشیه خارج از محوطه پارک شهر بازی و کتابخانه و نظایر آن احداث می کردم، در حالی که حداقل در این دو پارک همه این بناها در داخل پارک قرار گرفته است و بسیاری از شهروندان نسبت به آن اعلام نارضایتی دارند.
9.به کمک فرماندهی انتظامی شهر رشت و دیگر دستگاههای مسئول جلوی فعالیت ماشین های سنگین در داخل شهر می گرفتم ، حتی ماشین های شهرداری آن هم در ساعت های پرترافیک و از خودروهای سنگین حمل مصالح بسیار قدیمی روسی که در بلوار قلی پور حاشیه پل سیاه اسطلخ تجمع می کنند و برای این خودروها در منطقه ای دور از مشاهده شهروندان ناحیه ای انتخاب می کردم.
10. برای انبوه دستفروش ها و کبابی ها که به علت شرایط اقتصادی جامعه هر روز بر تعدادشان افزوده می شود ، چاره اندیشی اساسی می کردم به خصوص آنکه بسیاری از دستفروش ها همان مغازه دارانی هستند که بساط جلوی مکان شان پهن شده ، یا گفته می شود از دست فروش ها ماهانه دریافت می کنند.!
دست فروش ها باید در یک ضلع شرقی یا غربی یا در داخل شهر مانند محوطه لامپ سازی مقابل ضلع غربی پارک شهر یا ناحیه ای دورتر در حاشیه آن استقرار یابند و کبا بی ها و غذاخوری ها خیابانی هم از 10 شب تا بامداد اجازه فعالیت داشته باشند.
11. در ورودی و خروجی شهر رشت اجازه استقرار مشاغل سیاه و سخت مانند تعمیرگاهها و صنایع آلوده کننده " بد بود" را نمی دادم و برای این زحمت کشان در چند ناحیه زمین هایی از سوی شهرداری تامین و مستقر می کردم تا با ورود مسافران و گردشگران داخلی و خارجی چهره ی شهر نازیبا به نظر نیاید.
آنها هم که مالک املاک در این نواحی هستند مشاغل مشخصی " متناسب با خواست ها و نیازهای گردشگران مثلا بیست شغل" را معرفی و موظف می کردم در همین چارچوب فعالیت کنند و برای نمای مغازه ها و پیش نما و سقف تعریفی می کردم.
نظر شما کارشناس ها و شهر سازان و شهر شناسان و شهروندان چیست ؟
برای ما بنویسید تا بازتاب داده شود . هدف همه ما باید توسعه یافتگی و زیباسازی شهر باشد.
ادامه دارد.........