گروه رسانه ای با مردم گزارش می دهد.....
این یادداشت مناسبتی بدان جهت تقدیم مدیران قوای سه گانه و مسئولان میانی و پایه ، رسانه و روابط عمومی ها می شود که با نگاهی عالمانه، عاقلانه و عمیق به مقوله رسانه و روابط عمومی، نقش مدیران در این عرصه بیش از پیش توجه و آشراف داشته و در عمل با درک درستی با رسالت و جایگاه رسانه ها همراه و همگام باشند.
به قلم: مجید محمدپور - نویسنده، کارشناس ارشد رسانه و مدرس دانشگاه
واقعیت امر اینکه هر فرد و مجموعه ای چه بصورت رسمی یا غیر رسمی زمانی در اشکال گوناگون رسانه نامیده می شود که در متن و بطن خود با هدف بهتر زیستن این ویژگی را با آگاهی دادن درست به افکار عمومی دنبال می کند و بدانیم که رسانه تنها به انتشار چند خبر روزانه یا هفتگی و اغلب کپی کردن رسانه نیست وچه بسا جامعه را دچار انحراف کند.! .
اینکه بخش عمده ای از رسانه ها در زمان حاضر همه ی همت وجودی شان به کپی پیست اخبار و محتواهای دیگران و پیام های مسئولان، جلسات نخ نمای نمایشی و فرمایشی بدون خروجی و دستاوردی مهم و آگهی ها هم چنین متن های تکراری خسته کننده متمرکز کرده اند، به هیچ وجه رسانه نامیده نمی شوند، زیرا رسانه و خبرنگار در طول تاریخ موجویت اش نامی بلند و جایگاهی رفیع دارد..
پژوهش ها ، مشاهدات و رصد رخدادهای میدانی گواهی می دهند ، رسانه ها " چه مردم و مدیران بخواهند یا نخواهند" درجهان امروز به معنای واقعی کلمه حکمران ، هدایتگر و تغییر دهنده رفتارها و موضع گیری ها هستند و به زبان ساده تر در این جهان رسانه ها هستند که در بسیاری زمینه ها به تصمیم گیران و افکار عمومی جهت می دهند..
آنها افکار عمومی را به درست یا غلط جهت می دهند و اگر درست و علمی ، با عقلانیت و مستقل در راستای حفظ منافع ملی ، هدایتگری درست ، روشگری و در مسیر سعادت جامعه عمل کنند " رسانه هستند" در غیر این صورت هر اسم دیگری برازنده شان " فرد ، گروه یا تشکل سیاسی و اجتماعی" خواهد بود.
متاسفانه چه بخواهیم و نخواهیم آنها که به اصطلاح خود را رسانه می دانند و در راستای حفظ منافع ملی بی دغدغه و بی تفاوت هستند و عقلانیتی ندارند در جوامع امروزی تعدادشان به مراتب بیشتر از رسانه های واقعی حضور و ظهور دارند و همین امر موجب شده است افکار عمومی به خوبی هدایت نشوند .".
این اعتقاد و باور را فردی از درون جامعه رسانه ای ایران بیان می کند که ، 44 سال درعرصه رسانه ای " همه رسانه ها کشوری و استانی " فعالیت می کند و در این عرصه صاحب تالیفاتی است و این ها از باب فخر فروشی نیست بلکه بدان جهت است که در بیش از چهار دهه در ماموریت های مختلف در رسانه ها در داخل و خارج کشور بسیار آموخته و کار رسانه را در چارچوب های پژوهشی دنبال می کند.
در این ایام مانند هر سال سخنرانی های زیبا ، جذاب " البته تکراری چون هر سال تکرار می شود" فراوان است ، اما سخن و گفتار زمانی می تواند اثر گذاری داشته باشند که سخنران از رئیس دولت گرفته، تا رئیس دستگاه قضائی و رئیس مجلس ، وزیران و دیگر مقام های کشوری و استانی و شهرستانی به معنای واقعی کلمه به آن عامل و معتقد باشند.
توجه فرمایید، اگر امروز در کشورهای توسعه یافته و حتی برخی کشورهای همسایه ایران در عرصه رسانه پیشرفت هایی داشته و دارند شاید به علت درک و فهم از رسانه و جایگاه آن است.
بدیهی است تا زمانی که برای رسانه " صدا و سیما" ، خبرگزاری ها، روزنامه ها، پایگاههای خبری، رسانه های مجازی و سایبری دارای امکانات و اعتبارات مناسب و متناسب نباشند، به یقین نباید چندان امیدی به توسعه و پیشرفته داشت و این مهم را همه مسئولان کشور و استان ها به جد نظر داشته باشند..
اینکه فقط در سخنرانی های بگویید و بگوییم - به به خبرنگاران نقش آفرین در جامعه، ، زبان مردم ، پیشران اطلاع رسانی ، افسران جنگ نرم و امثال آن هستند ،ولی به آنها هیچ توجهی نشود و بسیاری شان ارتش های یک نفره و دو نفره با اندک امکانات یا حتی بدون امکانات و مهم تر ازآن بدون هرگونه آموزش فعالیت کنند- یکصد سال دیگرهم توفیق چندان در راه نخواهد بود
مدیران کشور، تصمیم گیران و مسئولان حوزه رسانه کشور توجه داشته باشند
.
قوای سه گانه و هیات دولت ، مجلسی ها و در استان ها استانداران ، نمایندگان ولی فقیه و روحانیان ، فرماندهان، مدیران کل و روسای نهادها و بخش های خدماتی، صنعتی، کشاورزی ، فرهنگی و ....هر زمان با شانیت و شناخت کافی به این نتیجه رسیدند که باید به رسانه های رسمی و با شخصیت توجه عملیاتی شوند - رسانه ها رشد خواهند کرد و جالب تر آنکه روابط عمومی ها در همه مجموعه ذکر شده فوق دقیقا چنین شرایطی دارند.
این در حالی است که روابط عمومی در پایتخت و استان ها در بالاتر از 90 درصد وزارتخانه ها، نهادها، ارگان ها ، بخشهای گوناگونن اساسا فقط یک اسم است و به حساب نمی آیند.!
نکته مهم : به راستی چه ضرورتی دارد در استانی مانند گیلان که به یک منطقه فرهنگی مشهور است و یک هزار فعال رسانه ای در این حوزه حضور دارند که 400 رسانه در خانه مطبوعات عضو هستند و بنا بر آمارهای موجود یکی از پیشروترین استان ها در این عرصه به شمار می رود ، همه آنها اعم از فعال و غیر فعال ، علمی و غیر علمی ، موثر و غیر موثر ، دانا و .... از نگاه مسئولان رسانه تلقی شوند.؟
مدیران آگاه ، کاردان و حرفه ای در چنین فضای حیرت آنگیزی با انتخاب 20 تا 30 رسانه با تمرکز بر دانش رسانه ای ، شرایط مدیریت رسانه، محتواهایی که تولید می شود و نظایر آن بیان دستاوردها و جهاد تبیین می کند و به زبان ساده تر اطلاع رسانی دقیق و اثر گذار در مسیر سعادت و دانایی جامعه انجام می دهند.
مدیران در همه عرصه ها خارج از این چارچوب فقط برای خودنمایی، گزارش های احساسی و نادرست، آمار سازی و عملکرد دیگران را به نام خود زدن از رسانه های زرد و خنثی ، بله قربان گو و نابلد استفاده می کنند و در سال با یکی ، دو کارت هدیه فضای اطلاع رسانی و آگاهی بخشی را مخدوش می سازند- به راستی چرا چنین است؟
به عبارتی مدیران به جای توجه به عدد و تعداد رسانه ها باید به کیفیت و کفایت و کارآمدی رسانه تمرکز داشته باشند تا این فرهنگ توسعه پیدا کند در غیر این صورت جامعه به سمتی پیش می رود که اکنون در آن قرار گرفته ایم
در یکی دو سال اخیر رایج شده است که مدیران و روابط عمومی ها به رسانه هایی که مثلا دنبال کننده بیشتری دارند توجه نشان می دهند در حالی که هر فرد و رسانه ای روزانه با بارگذاری چند تصویر خاص، اخبار حوادثی و امور پشت پرده می تواند دنبال کنندگانش را افزایش دهد و متاسفانه این ضد فرهنگ در حال افزایش است.!
بسیاری از چهره ها و سلبریتی ها و .....که از این مسیر در آمدهای هنگفتی دارند نیز بعنوان یک رسانه چنین اقداماتی انجام می دهند و بدون آنکه به دانش افکار عمومی بیفزایند یا روشهای بهتر زیستن را بیاموزند با چند عکس و ویدئو کوتاه و اغلب جذاب و مفرح جذب مخاطب می کنند - اینکه مخاطبان چه گروه و قشری بوده و به دنبال چه محتواهای می گردند، جای بحث و بررسی مفصلی دارد.
با توجه به مسئولیت هایی که در چند استان کشور طی بیش از چهار دهه بارها مشاهده کرده ام ، مسئولان و مدیران در پایتخت و استان ها با همین تعریف رسانه ها را هدف گرفته و همکاری شان را گسترده می کنند و در مقابل حمایت های لازم صورت می گیرد که این اقدام هم جای تاسف و تامل دارد.!.
تا آنجا که ذهن نویسنده یاری می کند ، در استان ما فرمانده انتظامی استان گیلان " سردار حسین حسن پور" این معنا و مفهوم را در عمل بسیارخوب دریافت و اجرایی کرده است و با وجود همه مشغله " در استانی که طی دو سال اخیر هر سال پذیرش 50 میلیون نفر به شدت مهمان پذیر بوده و مسائل مبتلا به چنین جغرافیایی" به اموررسانه ای ، مشورت با مدیران و پیشکسوتان، برنامه ها و نشست های منظم و مدون توجه فوق العاده ای دارد و موفقیت های چشمگیری هم در این راستا رقم خورده است..
معاون اجتماعی فرماندهی که در این خصوص برنامه ریزی مدونی در دستورکار دارد و این مهم به علت حساسیت فرماندهی چنین زمینه ای است به نظر سواد رسانه ای بالایی داشته و اعتقاد دارد، "همه ماموریت ها و اقدامات ما باید پیوست رسانه ای داشته باشد ، زیرا رسانه ها نقش فوق العاده ای در میان افکار عمومی دارند".
ازاین رو به سایر مدیران گیلان و دیگر استان های کشور و پایتخت ایران توصیه موکد دارم، چنین تفکر درست و عمیقی را در دستور کارشان قرار دهند زیرا که موفقیت هایشان دو چندان خواهد شد..
متاسفانه در همین استان شمار قابل توجهی از مدیران و اغلب مسئولان قدیمی که می توان به دهها مورد نام برد ، عملکرد شان را با آمارسازی ها دو چندان نشان می دهند و گاهی درطول سال چند بارآمارها را اصلاح می کنند که تبعات منفی خاص خود را دارد و یا آنکه متاسفانه جمعی از همین مدیران اساسا اعتقادی به رسانه و نقش و جایگاه آن ندارند.
این گروه از مدیران در بخش های اجرایی ، شبکه بانکی، صنعت، خدمات ، تولیدی ، نهادها و .....که شناخت حداقلی از وضعیت کنونی داخلی و جهانی ندارند، حتی به تشکیل یک اداره درست و درمان به نام روابط عمومی نیز اعتقادی نداشته یا کاری نمایشی انجام می دهند که متاسفانه تداوم این شرایط و عملکرد ها در نوع خود فاجعه بار است.
برای آنچه در این تحلیل آمده است، می توان به نمونه هایی اشاره کرد ، ولی رسانه چنین اجازه ای را ندارد، لذا بسیار شایسته خواهد بود این گروه از مدیران ، نمایندگان مجلس، روسا و اعضای شوراهای شهر ، نهادها و دیگران در رفتار و سیاست مدیریتی شان تجدید نظر کنند.
استاندار به عنوان بالاترین مقام اجرایی استان ، رئیس مجمع نمایندگان و رئیس دستگاه قضائی انشاء الله در این خصوص مداقه بیشتری داشته باشند و با یک نهضت درست، فضای جامعه را تغییر دهند که این مهم در حال حاضر یک ضرورت اجتناب ناپذیر است به خصوص آنکه دشمن علیه ما به شدت بمباران رسانه ای دارد..
در باره تعداد بسیار زیاد رسانه ها، انباشتگی آنها در یک جغرافیا، مجوزهایی که هر روز و هر ماه صادر می شود و این سیاست از دوره آقای مهاجرانی وزیر وقت ارشاد پایه گذاری شد سخن بسیار است که در آینده در این باره خواهم نوشت.
کلام آخر - مدیران و مسئولان در همه بخش ها توجه کنند.....
به روابط عمومی های خود از نظر تامین نیروی مناسب ، بودجه و امکانات توجه خاص داشته باشد و کسانی را در این مسئولیت منصوب می کنید
1.توانمندی ، انرژی ، شناخت و دانش این حوزه را داشته باشد و بیشتر انتصاب ها فامیلی ، رانتی وتوصیه ای نباشند .
2. تعداد رسانه ها نباید از حد نیاز فراتر بروند " که بسیاری با رانت در دولت های مختلف مجوزهای غیر ضرور دریافت کرده اند" و هم اکنون چنین وضعیت و فضایی را شاهدیم و شاید به همین جهت خیلی قابل کنترل و نظارت نیستند و به علت قرار گرفتن در چنین فضایی مدیران با آگاهی و رصد دست به انتخاب بزنند و خروجی ها را ارزیابی کنند.
موفق باشید
ادامه دارد.....