سرمقاله، ۲۸خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱:۰۷

تفاوت میان دوغ و دوشاب !!

بی تعارف نوک پیکان این سرمقاله شاید در آخرین شماره نشریه ی هفتگی منطقه ای واکنش (به گستره ی استان های گیلان ، قزوین و مازندران ) بیشتر مدیران کل دولتی با اولویت بخش فرهنگی به معنای عام، بخش های صنعت و خدمات، نهادها و به خصوص مسئولان روابط عمومی هابه ویژه مدیران استان گیلان است.

 زمانی که حدود دو دهه قبل قصد اخذ مجوز نشریه را داشتم درتهران توصیه کردند، جغرافیای استقرار را جایی به غیر گیلان در نظر بگیرید، اما آن سالها ظاهرا خیلی داغ بودم و بعنوان یک گیلانی نپذیرفتم و امروز نشریه واکنش در بهمن ماه 1381 به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی اینجانب به مرکزیت شهر رشت فعالیتش را آغاز کرد. " آن دوران رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی دراستان کرمانشاه  و قبل از آن در گیلان،  قزوین، بوشهر، هرمزگان و تهران و همزمان سرپرست روزنامه ایران در این مناطق بودم. از سال 1390 پس از 29 مسئولیت در پنج استان کشور و مسئولیت هایی در دستگاه قضایی و وزارت نفت وقتی به رشت مرکز گیلان مراجعت کردم، مسئولان فرهنگی استان مکرر در  سخنرانیها و نشست ها ژست تعداد نشریات و بعدها تعداد پایگاههای خبری دارای مجوز را می دادند ( در تعداد اول ، دوم یا سومیم) ، در حالی که در تمام این سالها  به جز یک استاندار و یک مدیر کل ارشاد که در لبنان شهید شد، کسی نگفت کیفیت و طراز نشریات به خصوص  نشریه واکنش کجاست و چون چنین نشد و در تمام این سالها شاهد بودیم که تفاوت دوغ و دوشاب برای مدیران  اجرایی، نهادها و مسئولان روابط عمومی (به استثناء چهار یا پنج مدیر اجرایی و مسئول روابط عمومی شاخص" )مشخص نبوده و نیست. همه به نوعی دچار روزمرگی و تکرار هستند و لذا ترجیح دادیم - اولا امتیاز نشریه را بفروشیم و در مرحله دوم درخواست ماهنامه،  فصلنامه ای سالنامه ای کنیم که به سفارش دوستان فقط باشیم و اگر آن هم محقق نشود هیچ اهمیتی ندارد!. در این سالها در حالی که بعکس دیگران  در سراسر ایران و در گیلان بیش از 95 درصد به اصطلاح رسانه ای ها همه همت شان را برای در آمد زایی گذاشتند و رسانه  را با بنگاه معاملاتی اشتباه گرفتند، تلاش شد ، مطالب منتشره در هفته نامه واکنش تحلیلی،  نقد منصفانه، آگاهی بخشی افکار عمومی،  ارتقاء سطح فرهنگ جامعه  و در کلاسی همطراز یا حتی بالاتر از هفته نامه جنگل باشد، که متاسفانه  اکنون بی تفاوتی ها به خصوص در حوزه فرهنگی ، تبعیض ها و برخوردهایی نظیر آن موجب شد به تصمیم جدید برسیم. در باره نشریه واکنش ادعا نمی کنیم بلکه یک بررسی در میان افکار عمومی استان به خصوص در میان دانشگاهیان و اهل رسانه به ویژه مدیران مستقل و روشنفکر و نیز یک نگاه و جستجوی گذرا در گوگل این سخن به اثبات می رسد. در گوگل وقتی بزنید نشریات گیلان در قسمت " ایمیج یا تصاویر" به تعداد همه نشریات گیلان " واکنش را شاهد خواهید بود و این خود نشانگر توجه مخاطبان به نشریه ی منطقه ای واکنش  در داخل و خارج از کشور است. گاه از خارج از کشور هم درخواست مصاحبه با مدیر مسئول شده که هرگز نپذیرفته ایم" به دلایلی که برای خودمان تعریف کرده ایم". فراموش نمی کنم که یکی از مسئولان فرهنگی گیلان درسالهای ماضی شعار می دادند، نشریه باید خودش کفایت انتشار داشته باشد، غافل از اینکه در جامعه ای که سطح مطالعه این حد بسیار پایین  با سرانه مطالعه نیم دقیقه در سال است این امر محقق نمی شود مگر آنکه از نشریات معتبر و کیفی مانند آنچه در آمریکا، اروپا و ژاپن  بعنوان یک سیاست غالب فرهنگی است حمایت  رسانه ای دنبال پیگیرانه شود. بی تعارف اساسا عادت کرده ایم در کشور حرف زیاد بزنیم و عمل نکنیم.! " در چنین فضایی رنگین نامه ها و آگهی نامه ها که می دانند چگونه سرپا بایستند زیرا  خمیر مایه ی آنها در آمد زایی و منفعت به هر شکل ممکن است برای چنین تفکرات شایسته تر هستند!".  تحقیقات نشان می دهد، در همه کشورهای پیشرفته  از رسانه ی حرفه ای، تحقیقی و تحلیلی که برای افکار عمومی پیام ارزشمند و سخنی راهگشا داشته باشد، منافع ملی و حاکمیتی را حفظ و حراست کند و دولت ها و بخش خصوصی برایشان اعتبار قائل هستند، جایگاه بالایی دارند و حمایت می شوند. این در شرایطی که کشور، شمال ایران و استان گیلان  مدیران نظام فقط بر اطلاع رسانی دقیق ، به هنگام و مناسب به جامعه فقط در کلام توصیه های فراوان دارند و کنش متقابلی ندارند.!؟
امروز بعد از 18 سال انتشارمنظم و به علت بی توجهی ها مسئولان فرهنگی به خصوص وزارت ارشاد در پرداخت یارانه منصفانه یا اختصاص آگهی ها مزایده، مناقصه که هرگز نداشتیم و آگهی ثبتی که در برخی هفته هاچند آگهی ثبتی بیست هزار تومانی سهم ما بود ، با توجه به  گرانی های مستمر و تورم پرشتاب و به موازات آن افزایش حیرت انگیز چاپ و توزیع، ترجیح دادیم نشریه را واگذار، تعطیل یا تغییر وضعیت انتشار طولانی مدت دهیم.
از سوی دیگر در اکثر روابط عمومی های کشور و استان که شخصا شاهد آنها در گذشته بوده و هم اکنون  هستم، با تقسیم و توزیع اعتبارها به رسانه ها  براساس دوستی ، رفاقتی، حزبی ، جناحی ، ستاد انتخاباتی و توصیه های این مقام و آن مقام و اغلب با حفظ درصد و پورسانت برای خودشان  است و برای این سخن و ادعا نمونه های فراوانی وجود دارد که شهرداری ها، ارگان های اقتصادی بزرگ در استان گیلان و شمال و سراسر کشور " رد و بدل شدن " پورسانت ها " ، اختصاص پرادختی های ماهانه میلیونی به برخی سایت ها و پایگاه های خبری از ترس تخریب و عدم پرداخت به آنهایی که کار علمی و حرفه ای رسانه ای مستقل انجام  می دهند و بی توجهی به نشریات این شرایط را پدید آورده است. به زبان ساده باید تصریح شود، در این فضای مسموم دیگر جای رسانه های مستقل ، حرفه ای و اطلاع رسان نیست. به نظر می رسد ،یا باید با طرف های مقابل دوست و مشترک المنافع بود، یا قلم شما به تخریب و تهدید بچرخد و بچربد تا مدیر به اصطلاح برخی رسانه ها " عالی" یا مسئولان روابط عمومی با ترس از دست دادن جایگاه و منصب به حساب شما واریزی داشته باشد و یا ارگان یک جریان سیاسی و اقتصادی یا آدم یک نماینده مجلس و عضو شورای شهر باشید وگرنه چنانچه کار حرفه ای ، علمی رسانه ای انجام می دهید، در واقع و به اصلاح عامیانه ول معطلید.  
مدیر مسئول –  خرداد ماه 1399، گیلان

منبع : گیلان 24

برچسب ها : تفاوت میان دوغ و دوشاب !!

تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است